عبدالله مستوفى
256
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
سيد ضياء الدين از طرف ولايات تا حدى راحت گشت . ولى والى آذربايجان از تطاول سيد مصون ماند . زيرا مخبر السلطنه در عداد رجال بىطمع و غرض بود ، و اوضاع آن كشور هم با سركشى كردها كه تا حدود خوى هم آمده بودند ، اقتضاى اين قماش كارها را نداشت بخصوص در ايام كابينهء سياه كه قشون دولتى كه بامر حاجى مخبر السلطنه ، با كردها مقابله ميكردند ، فتحى هم نصيبشان شده ، و اسمعيل آقا رئيس اكراد كارش از حمله به دفاع كشيده بود . انگليسها هم بآزادى مبارك مرده تن دردادند اگرچه ، سيد ضياء الدين در بيانيهء خود نوشته بود « من قرارداد 1298 را الغا نمودم » و از همان وقت پيدا بود كه انگليسها ميخواهند جنازهء اين مرده را هم دفن كنند ، و گند و بوى آن را بيندازند ، ولى از طرف انگليسها رسما در اين باب اظهارى نشده بود . زيرا اگر بلافاصله به اين كار اقدام ميكردند ، جانب - دارى خود را از اين اوضاع بيشتر ثابت كرده ، و خود را يكه تاز ميدان كودتا معرفى مينمودند ، البته سيد ضياء الدين بىاندازه مايل بوده است ، موافقت رسمى انگلستان را در الغاى قرارداد زودتر بسمع عامه برساند تا لامحاله مردم را كه از ساير اقدامات او عصبانى بودند ، بجانب خود متمايل نمايد و ناگزير بين او و سفارت انگليس مذاكراتى در اين باب جريان داشته است . در هرحال ، همين كه سفارت انگليس تشخيص داد كه كار كودتا روى غلطك افتاده و از كفايت و كاردانى سردار سپه براى تشكيل قوهء متحد الشكل ، اطمينان حاصل كرد در تاريخ سوم حمل 1300 بدستور سيد ضياء الدين از طرف وزارت خارجه نامهاى مبنى بر تقاضاى الغاى رسمى قرارداد ، بسفارت انگليس فرستاده شده ، و در ظرف مدت كمى جواب سفارت راجع بقبول دولت انگلستان رسيد ، و موضوع تازهاى براى نشر بيانيه و هياهو و جار و جنجال در اطراف آزادى اين مبارك مرده ، پيش آمد . سيد در 7 حمل 1300 بيانيهء ذيل را منتشر كرد . اعلاميهء رياست وزرا راجع بالغاء قرارداد ايران و انگلستان « هموطنان : با مواعيدى كه اين جانب ، در طى بيانيهء اول خود دادم ، وظيفهء مقدس خويش ميشمارم ، قدمهائى را كه براى اجراى نقشههاى منظوره برميدارم . و هرگونه نتايجى كه در پرتو هدايت براى نيل بآمال مليه حاصل ميگردد ، بسمع عامه برسانم . اعم از اينكه اين مجاهدات با موفقيت مقرون شود ، يا بواسطهء ظهور موانع و اشكالات ؛ نيل به مقصود تأخير افتد . از آن جائى كه من نسبت باصول مشاركت ملى وفادار هستم ، و همواره اين رويه را تعقيب